شريفترين شرف، دانش است . [امام علي عليه السلام]

مهراد

Powerd by: Parsiblog ® team.
+ چرا حلقه ازدواج در انگشت چهارم بايد قرار بگيرد؟؟؟(دوشنبه 28 مرداد 1387 ساعت 9:22 صبح )


















مراحل زير را به ترتيب انجام دهيد .


تا معجزه اي شگفت انگيز را متوجه شويد.


(اين مطلب برگرفته از اساطير چيني است)


1. ابتدا کف دو دستتان را روبروي هم قرار دهيد و دو انگشت مياني


دست هاي چپ و راستتان را پشت به پشت هم بچسبانيد.


2. چهار انگشت باقي مانده را از نوک آنها به هم متصل کنيد


3. به اين ترتيب تمامي پنج انگشت به قرينه شان در دست ديگر متصل هستند .


f_fingerm_f29d433.jpg


4.سعي کنيد انگشتان شصت را از هم جدا کنيد.


انگشت شصت نمايانگر والدين است.


انگشت هاي شصت مي توانند از هم جدا شوند


زيرا تمام انسان ها روزي مي ميرند .


به اين صورت والدين ما روزي ما را ترک خواهند کرد.


5. لطفا مجددا انگشت هاي شصت را به هم متصل کنيد .


سپس سعي کنيد انگشت هاي دوم را از هم جدا نمائيد.


انگشت دوم (انگشت اشاره ) نمايانگر خواهران و برادران هستند.


آنها هم براي خودشان همسر و فرزنداني دارند .


اين هم دليلي است که انها ما را ترک کنند.


6. اکنون انگشت هاي اشاره را روي هم بگذاريد و انگشت هاي کوچک را از


هم جدا کنيد. انگشت کوچک نماد فرزندان شما است.


دير يا زود آنها ما را ترک مي کنند تا به دنبال زندگي خودشان بروند.


7. انگشت هاي کوچک را هم به روي هم بگذاريد. سعي کنيد انگشت هاي چهارم


(همان ها که در آن حلقه ازدواج را قرار مي دهيم) را از هم باز کنيد.


احتمالا متعجب خواهيد شد که مي بينيد به هيچ عنوان نمي توانيد آنها را از هم باز کنيد.


به اين دليل که آنها نماد زن و شوهرهاي عاشق هستند که براي تمام عمر با هم


مي مانند. عشق هاي واقعي هميشه و همه جا به هم متصل باقي مي مانند.


انگشت شصت نشانه والدين است .


انگشت دوم خواهر و برادر .


انگشت وسط خود شما .


انگشت چهارم همسر شما .


و انگشت آخر هم نماد فرزندان شما است


»
»» نظرات ديگران ( نظر)

+ ايده هاي ناب براي يک زندگي موفق(شنبه 26 مرداد 1387 ساعت 9:4 صبح )

دکتر نورمن ويسنت پيل در کتاب هايش تلاش مي کند تا انسان را براي تبديل شدن به يک من بهتر تشويق و ترغيب کند. در اين جا 10 ايده که به  نظر وي براي برقرار کردن ارتباط موفق با ديگران ضروري است، آورده مي شود خود را در هر يک از موارد زير امتحان کنيد و ببنيد تا چه حد آنها را رعايت مي کرده ايد:
1-اسامي افراد را از ياد نبريد، زيرا نام افراد برايشان خيلي مهم است. فراموش کردن اسم آنها موجب مي شود تا فکر کنند برايشان ارزشي ندارند و علاقه اي به آنها نداريد.
2-آرام باشيد و اجازه دهيد ديگران در کنار شما احساس آرامش و راحتي کنند. سعي کنيد جوي ايجاد نکنيد که دور و بر شما بودن را مشکل کند. هيچ کس دوست ندارد، با کسي که ناراحت و معذب است ارتباط داشته باشد.
3-سعي کنيد خونسرد باشيد. اجازه ندهيد چيزهاي کوچک و ناچيز شما را آزاد دهند.
4-خودخواه نباشيد و هرگز وانمود نکنيد که همه چيز مي دانيد. تلاش کنيد تا از اطرافيانتان چيزهايي ياد بگيريد و براي عقايد ديگران ارزش قائل شويد.
5-سعي کنيد فردي جالب و جذاب باشيد، ديگران را تحت تاثير قرار دهيد و محرک آنها باشيد، از خود فردي بسازيد که ديگران دوست دارند، دور و بر او باشند.
6-خشن يا خشک نباشيد. ياد بگيريد چگونه مهربان، خيرخواه و مودب باشيد.
7-صلح جو و صلح طلب باشيد. غم و اندوه را از بين ببريد. از صميم قلب سعي کنيد هر گونه سوتفاهمي را برطرف کنيد.
8-از اشتباهات ديگران بگذريد و سعي کنيد ديگران را دوست داشته باشيد و آنقدر تمرين کند تا به صورت عادي و طبيعي در آيد.
9-به ديگران کمک کنيد تا پيشرفت کنند. تشويق و حمايشتان کنيد به آنها تبريک بگوئيد و بگذاريد بدانند چرا از آنها تقدير مي کنيد.
10-نيرويي معنوي را در خود گسترش دهيد تا به ديگران هم نيروي مثبت منتقل کنيد و سعي کنيد با هر کسي که روبه رو مي شويد اين نيروي مثبت را با او شريک شويد.
حالا ببنيد آيا در تمام موارد بالا موفق بوده ايد؟ با خود صادق باشيد. خود دکتر پيل که اين ايده ها را پيشنهاد مي کند در سن 90 سالگي اعتراف کرده است که خود او نيز بايد روي برخي از اين موارد کار مي کرده است! نکته مهم اين است که براي موفق شدن بايد هميشه در سعي و تلاش بود.


»
»» نظرات ديگران ( نظر)

+ شعر « آزار » اثر سيمين بهبهاني(يکشنبه 23 تير 1387 ساعت 3:40 عصر )

شعر « آزار » اثر سيمين بهبهاني:


 


يا رب مرا ياري بده ، تا سخت آزارش کنم
هجرش دهم ، زجرش دهم ، خوارش کنم ، زارش کنم
از بوسه هاي آتشين ، وز خنده هاي دلنشين
صد شعله در جانش زنم ، صد فتنه در کارش کنم
در پيش چشمش ساغري ، گيرم ز دست دلبري
از رشک آزارش دهم ، وز غصه بيمارش کنم
بندي به پايش افکنم ، گويم خداوندش منم
چون بنده در سوداي زر ، کالاي بازارش کنم
گويد ميفزا قهر خود ، گويم بخواهم مهر خود
گويد که کمتر کن جفا ، گويم که بسيارش کنم
هر شامگه در خانه اي ، چابکتر از پروانه اي
رقصم بر بيگانه اي ، وز خويش بيزارش کنم
چون بينم آن شيداي من ، فارغ شد از احوال من
منزل کنم در کوي او ، باشد که ديدارش کنم
 





جواب ابراهيم صهبا به سيمين بهبهاني :


 


يارت شوم ، يارت شوم ، هر چند آزارم کني
نازت کشم ، نازت کشم ، گر در جهان خوارم کني
بر من پسندي گر منم ، دل را نسازم غرق غم
باشد شفا بخش دلم ، کز عشق بيمارم کني
گر رانيم از کوي خود ، ور باز خواني سوي خود
با قهر و مهرت خوشدلم کز عشق بيمارم کني
من طاير پر بسته ام ، در کنج غم بنشسته ام
من گر قفس بشکسته ام ، تا خود گرفتارم کني
من عاشق دلداده ام ، بهر بلا آماده ام
يار من دلداده شو ، تا با بلا يارم کني
ما را چو کردي امتحان ، ناچار گردي مهربان
رحم آخر اي آرام جان ، بر اين دل زارم کني
گر حال دشنامم دهي ، روز دگر جانم دهي
کامم دهي ، کامم دهي ، الطاف بسيارم کني
 





جواب سيمين بهبهاني به ابراهيم صهبا :


 


گفتي شفا بخشم تو را ، وز عشق بيمارت کنم
يعني به خود دشمن شوم ، با خويشتن يارت کنم؟
گفتي که دلدارت شوم ، شمع شب تارت شوم
خوابي مبارک ديده اي ، ترسم که بيدارت کنم
 





جواب ابراهيم صهبا به سيمين بهبهاني:


 


ديگر اگر عريان شوي ، چون شاخه اي لرزان شوي
در اشکها غلتان شوي ، ديگر نمي خواهم تو را
گر باز هم يارم شوي ، شمع شب تارم شوي
شادان ز ديدارم شوي ، ديگر نمي خواهم تو را
گر محرم رازم شوي ، بشکسته چون سازم شوي
تنها گل نازم شوي ، ديگر نمي خواهم تو را
گر باز گردي از خطا ، دنبالم آيي هر کجا
اي سنگدل ، اي بي وفا ، ديگر نمي خواهم تو را
 





جواب رند تبريزي به سيمين بهبهاني و ابراهيم صهبا :


صهباي من زيباي من ، سيمين تو را دلدار نيست
وز شعر او غمگين مشو ، کو در جهان بيدار نيست
گر عاشق و دلداده اي ، فارغ شو از عشقي چنين
کان يار شهر آشوب تو ، در عالم هشيار نيست
صهباي من غمگين مشو ، عشق از سر خود وارهان
کاندر سراي بي کسان ، سيمين تو را غمخوار نيست
سيمين تو را گويم سخن ، کاتش به دلها مي زني
دل را شکستن راحت و زيبنده ي اشعار نيست
با عشوه گرداني سخن ، هم فتنه در عالم کني
بي پرده مي گويم تو را ، اين خود مگر آزار نيست؟
دشمن به جان خود شدي ، کز عشق او لرزان شدي
زيرا که عشقي اينچنين ، سوداي هر بازار نيست
صهبا بيا ميخانه ام ، گر راند از کوي وصال
چون رند تبريزي دلش ، بيگانه ي خمار نيست


»
»» نظرات ديگران ( نظر)


ليست کل يادداشت هاي وبلاگ
[28/5/1387- 9:22 ص] چرا حلقه ازدواج در انگشت چهارم بايد قرار بگيرد؟؟؟
[26/5/1387- 9:4 ص] ايده هاي ناب براي يک زندگي موفق
[23/4/1387- 3:40 ع] شعر « آزار » اثر سيمين بهبهاني
[آرشيو شده ها]
 RSS 
 Atom 

بازديدهاي امروز: 9  بازديد
بازديدهاي ديروز: 25  بازديد
مجموع بازديدها: 6375  بازديد
[ صفحه اصلي ]
[ پست الکترونيک ]
[ پارسي بلاگ ]
[ درباره من ]

» آرشيو يادداشت ها«
» پيوندهاي روزانه«
» لينک دوستان من«
» اشتراک در خبرنامه«

نام:

ايميل: